نفس مامان و بابا
محمدرضای عزیزممممممم
تاريخ : شنبه 2 اسفند 1393 | نویسنده : فرشته
بازدید : مرتبه

 

 آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 20 شهريور 1394 | نویسنده : فرشته
بازدید : 147 مرتبه

 

محمدرضا جونم وقتی خسته شدی و خوابت میاد ولی داری مقاومت میکنی و کارتون تماشا میکنی و اجازه هم نمیدی تی وی رو خاموش کنم




موضوع :
تاريخ : جمعه 20 شهريور 1394 | نویسنده : فرشته
بازدید : 274 مرتبه

سلام محمدرضای عزیزمممم 

تو این مدتی که برات ننوشتم کمی کند شدم و موضوع پیدا نمی کنم تا برات بنویسم ولی کم کم عادت میکنم و مثل قبل برات می نویسم گلم. دیشب خونه مامان جون بودیم و خیلی بهت خوش گذشت با ایلیا جون ماشین بازی کردی و با سانلی هم کلی نقاشی کشیدی البته نقاشی که چه عرض کنم خط خطی کردی دفتر و کتاب هات رو. خوشبختانه به دفتر و کتاب و مداد علاقه داری و هر روز کلی باهاشون مشغولی. فقط تازگیها یه اخلاق بدی پیدا کردی و اونم حسودی به بچه های کوچیک تر از خودت. مثلا چند بار میخواستم آردا کوچولو رو بغلش کنم متوجه شدی سریع خودتو رسوندی پیشم و گفتی خودمو بغل کن. قربون پسر حسودم برم که دوست داره فقط مامانی اونو بغل بگیره و فقط وفقط بهش توجه کنه. 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 9 شهريور 1394 | نویسنده : فرشته
بازدید : 282 مرتبه

سلام بابای عزیزم 

بابا جونم خیلی دوستت دارم تولدت مبارک. انشالله تولد 120سالگیت رو کنار هم جشن بگیریم و همیشه کنار هم خوش و خرم باشیم.

(تبریک از طرف محمدرضا و فرشته)

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 12 تير 1394 | نویسنده : فرشته
بازدید : 269 مرتبه

سلام پسر شیرینم 

مامان فدای شیطنت هات بشه که با شلوغ کاریهات و خونه نموندنات دیگه فرصتی برام نمیزاری تا به وبلاگت برسم. بعد چند وقت اومدم و تازه متوجه شدم که دلم چقدر برای نوشتن از شما آقا پسر تاج سرم تنگ شده. عزیز دلم خیلی به خونه ی مامان جون عادت کردی و با اینکه تقریبا هر روز میریم اونجا ولی تا این حد شما رو راضی نمیکنه و میخوای شبم اونجا بمونی.کلا ماجرایی شده برا خودش به خونه آوردنت. خلاصه اینکه این روزا هوا خوبه و شما نفسم دوست نداری تو خونه بمونی و منم اصلا نمیتونم به کارهای خونه برسم. 




موضوع :
تاريخ : جمعه 4 ارديبهشت 1394 | نویسنده : فرشته
بازدید : 260 مرتبه

اولین عکس سلفی که گرفتی و خیلی خوشحال بودی که کشفش کردی

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 2 فروردين 1394 | نویسنده : فرشته
بازدید : 341 مرتبه

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار
دستهای پر گل اند این شاخه ها ، بهر نثار
با پیام دلکش ” نوروزتان پیروز باد ”
با سرود تازه ” هر روزتان نوروز باد ”
شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از امید
تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد . . .

دلت شاد و لبت خندان بماند

برایت عمرجاویدان بماند

خدارا میدهم سوگند برعشق

هرآن خواهی برایت آن بماند

بپایت ثروتی افزون بریزد

که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبز باشد

برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

چراغ خانه ات تابان بماند

سال نو مبارک




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | نویسنده : فرشته
بازدید : 374 مرتبه

سلام محمدرضا جونمممم

یه سال دیگه هم کم کم داره تموم میشه و امسال سومین عیدیه که پیشمونی و این روزهای زیبای آخر سالمون رو زیباتر و قشنگ تر میکنی نفسم. سال اول که سه ماهه بودی و هیچی متوجه نشدی، پارسال 15 ماهه بودی و از صدای ترقه ها ترسیده  بودی سریع آوردمت خونه ولی امسال انقدر خوشت اومده بود که آخر سر به زور آوردیمت خونه چون هوا واقعا سرد بود و برف می بارید. اون روز حسابی بهمون خوش گذشت و طبق معمول همه خونه مامان جون جمع شده بودیم. انشالله سالی که در پیش داریم سال خوبی همراه با سلامتی برا همه باشه و خدا سایه همه ی پدر و مادرها رو حفظ کنه و عمر با عزت بهشون عنایت کنه.




موضوع :
تاريخ : شنبه 18 بهمن 1393 | نویسنده : فرشته
بازدید : 362 مرتبه

سلام شیرینی لحظاتم

امروز هوا خوب بود و آفتابی. مادر و پسر آماده شدیم بریم خونه مامان جون. مسیرمون نزدیکه حدود 10 دقیقه پیاده البته با پاهای کوچیکت.




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 22 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 1 نفر
بازديدهاي ديروز : 0 نفر
بازدید هفته قبل : 1 نفر
كل بازديدها : 1 نفر